زندگی‌نامه‌ها

راه دراز تا آزادی

نلسون ماندیلا

زندگی‌نامهٔ نلسون ماندیلا: از یک قریه در ترانسکای، از راه زندان جزیرهٔ رابن، تا ریاست جمهوری، به روایت خودش

  • هنوز امتیازی ثبت نشده
  • 11 ایده کلیدی
  • متنی
  • سال انتشار 1994

مقدمه

زندگی‌نامهٔ نلسون ماندیلا یک عمر را در افریقای جنوبی در بیشتر سال‌های قرن بیستم دنبال می‌کند: کودکی در یک قریه، سال‌های محصلی، کار به‌عنوان وکیل در جوهانسبورگ، مبارزه با آپارتاید، بیست‌وهفت سال زندان، و مذاکره‌ها و انتخاباتی که به حاکمیت اقلیت سفیدپوست پایان داد. کتاب در یازده بخش و بیشتر از صد فصل کوتاه نوشته شده است.

ماندیلا می‌گوید نوشتن آن را در سال ۱۹۷۴ پنهانی در جزیرهٔ رابن شروع کرد؛ نسخه‌ای که پیش خودش بود پیدا و ضبط شد، اما نسخهٔ اصلی پنهان به بیرون رسید. بعد از رهایی در سال ۱۹۹۰ با کمک ریچارد استنگل، که با او همکاری کرد، کار را از سر گرفت و کتاب در سال ۱۹۹۴ چاپ شد. این خلاصهٔ چند موضوع انتخاب‌شده است، نه خلاصهٔ تمام کتاب: کتاب طولانی است و نام بسیاری از آدم‌ها و رویدادها در آن آمده، و ما رشتهٔ روایت ماندیلا از انتخاب‌های خودش و چیزهایی را که از آن‌ها آموخته دنبال می‌کنیم.

یادداشت‌ها: کتاب روایت خود ماندیلا است و قضاوت‌های آن، از جمله دلیل‌های او برای روی آوردن به مبارزهٔ مسلحانه، نظر خود او است و ما آن را به‌عنوان نظر او می‌آوریم. کسان دیگری که در این ماجراها بودند روایت‌های دیگری هم داده‌اند. نام آدم‌ها و جاها طبق کتاب است. ماندیلا از سال ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۹ رئیس جمهور افریقای جنوبی بود و در سال ۲۰۱۳ درگذشت.

  1. 1ماندیلا کودکی در کونو و شورای یک نایب‌السلطنه را شرح می‌دهد که به او آموخت اول گوش بدهد، و سخنرانی‌ای که هنوز آمادهٔ شنیدنش نبود
  2. 2او می‌گوید مکتب و پوهنتون به او تعلیم انگلیسی داد اما رهبری نیاموخت، و جنجال بر سر یک ازدواج ترتیب‌شده او را به جوهانسبورگ فرستاد
  3. 3او می‌نویسد هیچ لحظهٔ مشخصی او را مبارز نکرد: هزار تحقیر روزانه این کار را کرد، و اتحادیهٔ جوانان به خشمش راه داد
  4. 4به روایت او، کمپاین نافرمانی کنگره را به یک جنبش تودهٔ مردم تبدیل کرد، و او عدم‌خشونت را یک تاکتیک می‌دانست، نه یک اصل
  5. 5او سال‌های حقوق، ممنوعیت‌ها و یک محاکمهٔ خیانت را شرح می‌دهد که در آن مبارزه وقت، دفتر و ازدواجش را گرفت
  6. 6بعد از شارپویل او استدلال کرد که عدم‌خشونت دیگر کار نمی‌کند، و با دیگران شاخه‌ای مسلح ساخت که هدفش مال بود نه جان
  7. 7او در محاکمهٔ ریوونیا از محکمه به‌عنوان تریبون استفاده کرد، و می‌گوید برای آرمانی که آنجا بیان کرد آمادهٔ مردن بود
  8. 8او به یاد می‌آورد که زندان برای شکستن حرمت هر آدم ساخته شده بود، و کنار هم ماندن، درس خواندن و امید داشتن جواب زندانی‌ها بود
  9. 9او می‌گوید در انزوای پولزمور خودش تنها گفت‌وگو با دولت را شروع کرد، و آزادی مشروط را رد کرد
  10. 10او رهایی بعد از بیست‌وهفت سال، مذاکره‌ها و اولین انتخابات آزاد را شرح می‌دهد، و می‌گوید مأموریتش آشتی بود
  11. 11او با این گفته ختم می‌کند که شجاعت تسلط بر ترس است، آزادی تقسیم‌ناپذیر است، و ستمگر هم باید آزاد شود

این کتاب برای اعضای پریمیوم است

مقدمه رایگان است. پریمیوم همه‌ی ایده‌های کلیدی را، صوتی و نوشتاری، باز می‌کند.