زندگی‌نامه‌ها

من ملاله هستم

ملاله یوسفزی و کریستینا لمب

دختری که برای تعلیم ایستادگی کرد و طالبان به او فیر کردند

  • هنوز امتیازی ثبت نشده
  • 10 ایده کلیدی
  • متنی
  • سال انتشار 2013

مقدمه

ملاله یوسفزی پانزده ساله بود که روز ۹ اکتوبر ۲۰۱۲ در درهٔ سوات پاکستان، مردی مسلح جلوی موتر مکتب او را گرفت و به او فیر کرد. این خاطرات، که ملاله همراه با خبرنگار بریتانیایی کریستینا لمب نوشت و در اکتوبر ۲۰۱۳ چاپ شد، داستان آن روز و آنچه پیش و پس از آن گذشت را بیان می‌کند: کودکی‌ای که در مکتبی گذشت که پدرش از هیچ ساخته بود، آمدن طالبان به دره، منع درس خواندن دختران، یادداشت‌های روزانه‌ای که در یازده‌سالگی برای بی‌بی‌سی نوشت، و بهبودی‌اش در انگلستان. این کتاب قصهٔ پدرش، ضیاءالدین، هم هست؛ معلم و فعالی که او را به سخن گفتن تشویق کرد.

کتاب یک پیش‌گفتار، بیست‌وچهار فصل در پنج بخش و یک سخن پایانی دارد. بخش «پیش از طالبان» از خانواده، دره و مکتب پدرش می‌گوید؛ «درهٔ مرگ» از قدرت گرفتن گروه فضل‌الله، بسته شدن مکتب‌های دخترانه و بیرون رفتن خانواده از سوات؛ «سه دختر، سه مرمی» از بازگشت، تهدیدهایی که متوجه او شد و حمله؛ «میان مرگ و زندگی» از تداوی‌اش در پاکستان و بردنش به انگلستان؛ و «زندگی دوم» از بهبودی‌اش در برمنگهم. ملاله در سراسر کتاب مبارزه‌اش را با زبان ایمان خودش توضیح می‌دهد: او می‌نویسد که اسلام به هر دختر و پسر حق تعلیم داده است.

یادداشت. این خلاصه روایت خود ملاله را دنبال می‌کند؛ داوری‌ها دربارهٔ رویدادها و آدم‌ها از او و پدرش است، و دیگران بعضی رویدادها را طور دیگری بیان کرده‌اند. ناشر یادآوری می‌کند که رویدادها و گفتگوها بر اساس حافظهٔ نویسنده نوشته شده و نام بعضی افراد تغییر داده شده است. کتاب در اگست ۲۰۱۳ پایان می‌یابد. نسخه‌ای برای نوجوانان، که با پاتریشیا مک‌کورمیک نوشته شد، در سال ۲۰۱۴ چاپ شد.

  1. 1ملاله می‌نویسد که در جایی به دنیا آمد که تولد دختر را مایهٔ غم می‌دانستند، اما پدرش به همان گرمی از او استقبال کرد که از یک پسر استقبال می‌کنند
  2. 2پدرش، پسری از یک قریه که لکنت زبان داشت، از هیچ مکتبی ساخت و برای باز نگه داشتن آن رشوت نداد
  3. 3ملاله در خانه یاد گرفت که اشتباهش را بپذیرد، کودکان محروم را ببیند و با کلمات خودش سخن بگوید
  4. 4به روایت ملاله، طالبان اول به شکل صدایی گیرا از رادیو به سوات رسیدند و بعدها با ترساندن مردم حکومت کردند
  5. 5وقتی مکتب‌ها منفجر می‌شد و بیشتر مردم خاموش بودند، ملاله و پدرش تصمیم گرفتند سخن بگویند
  6. 6ملاله با نام مستعار گل‌مکی، در یازده‌سالگی به دنیا گفت که از دست دادن مکتب یعنی چه
  7. 7یک توافق صلح ناکام ماند و خانوادهٔ ملاله پیش از بازگشت به دره‌ای دگرگون‌شده، در کشور خود آواره شدند
  8. 8جایزه‌ها ملاله را در سراسر پاکستان مشهور کرد و با شهرت، تهدیدها آمد؛ اما او نگذاشت این تهدیدها او را خاموش کند
  9. 9روز ۹ اکتوبر ۲۰۱۲ مردی مسلح جلوی موتر مکتبش را گرفت؛ او با جراحی به‌موقع، داکتران ماهر و، به باور خودش، یاری خدا زنده ماند
  10. 10ملاله در برمنگهم آنچه را «زندگی دوم» می‌نامد آغاز کرد و تصمیم گرفت که او را دختری بشناسند که برای تعلیم مبارزه کرد

این کتاب برای اعضای پریمیوم است

مقدمه رایگان است. پریمیوم همه‌ی ایده‌های کلیدی را، صوتی و نوشتاری، باز می‌کند.

خلاصه کتاب من ملاله هستم اثر ملاله یوسفزی و کریستینا لمب | داری‌دانش