ارتباط بدون خشونت
مارشال بی. روزنبرگ
ارتباط بدون خشونت
مارشال بی. روزنبرگ
زبان زندگی: یک روش چهاربخشی برای گپ زدن و گوش دادن (مشاهده، احساس، نیاز و درخواست) که حتی در گفتوگوهای سخت آدمها را با هم وصل نگه میدارد
- هنوز امتیازی ثبت نشده
- 12 ایده کلیدی
- متنی
- سال انتشار 1999
مقدمه
مارشال روزنبرگ میگوید دو سوال از کودکی با او ماند: چه چیز ما را از مهربانی طبیعیمان جدا میکند و به خشونت میکشاند، و چه چیز به بعضی آدمها کمک میکند حتی در بدترین شرایط مهربان بمانند؟ جواب او یک روش گپ زدن و گوش دادن است که آن را «ارتباط بدون خشونت» مینامد، و کلمهٔ «بدون خشونت» را به همان معنایی به کار میبرد که گاندی به کار میبرد. این روش در هر گفتوگو توجه ما را به چهار چیز میبرد: آنچه واقعاً میبینیم، آنچه احساس میکنیم، آنچه نیاز داریم، و آنچه درخواست میکنیم. این روش دو نیمه دارد: این چهار چیز را صادقانه دربارهٔ خود گفتن، و همین چهار چیز را با همدلی در دیگران شنیدن، با هر کلمهای که آن را بگویند.
کتاب سیزده فصل دارد. بعد از فصل اول و یک فصل دربارهٔ عادتهای گپ زدن که جلوی مهربانی را میگیرند، چهار فصل هر یک از چهار بخش را جداگانه شرح میدهند. بعد دو فصل دربارهٔ شنیدن دیگران با همدلی و قدرت همدلی میآید، و بعد فصلهایی دربارهٔ مهربانی با خود، بیان کامل خشم، به کار بردن زور برای محافظت، آزاد شدن از عادتهای کهنه و مشوره دادن به دیگران، و بیان قدردانی. در سراسر کتاب گفتوگوهای کوتاهی آمده که روزنبرگ آنها را «ارتباط بدون خشونت در عمل» مینامد؛ او میگوید اینها شکل کوتاهشدهٔ گفتوگوهای واقعی هستند.
یادداشتها: این کتاب اولین بار در سال ۱۹۹۹ با نام «ارتباط بدون خشونت: زبان دلسوزی» چاپ شد. این خلاصه از چاپ دوم کتاب در سال ۲۰۰۳ پیروی میکند که نامش به «زبان زندگی» تغییر کرد؛ چاپ سوم در سال ۲۰۱۵ آمد. مثالها از ورکشاپها و میانجیگریهای خود روزنبرگ است، و نظرهای او دربارهٔ خشم، جزا و تشخیصهای روانی در اینجا بهعنوان نظر خود او آمده است. نقلقولهای دری ترجمهٔ خود ما از انگلیسی روزنبرگ است.
- 1روش روزنبرگ در هر گفتوگو توجه ما را به چهار چیز میبرد: آنچه میبینیم، آنچه احساس میکنیم، آنچه نیاز داریم، و آنچه درخواست میکنیم
- 2روزنبرگ استدلال میکند که بعضی شیوههای روزمرهٔ گپ زدن ما را از مهربانی جدا میکنند: قضاوت اخلاقی، مقایسه، انکار انتخاب خود، و دستور دادن
- 3بخش اول این است که بگوییم کسی واقعاً چه کرد، بیآنکه قضاوت خود را دربارهٔ او با آن یکجا کنیم
- 4بخش دوم این است که احساس خود را نام ببریم، و احساس واقعی را از فکر، یا از کلمهای دربارهٔ آنچه دیگران با ما میکنند، جدا کنیم
- 5بخش سوم این است که هر احساس را به یک نیاز خود وصل کنیم: کار دیگران میتواند احساس ما را برانگیزد، اما هرگز علت آن نیست
- 6بخش چهارم یک درخواست است: یک کار روشن و شدنی که با کلمههای مثبت خواسته شود، و فقط وقتی درخواست میماند که طرف مقابل واقعاً آزاد باشد «نه» بگوید
- 7شنیدن با همدلی یعنی کاملاً حاضر بودن با احساس و نیاز طرف مقابل، به جای اینکه زود نصیحت کنیم، دلداری بدهیم یا توضیح بدهیم
- 8قصههای روزنبرگ نشان میدهند که همدلی آدمها را شفا میدهد، خطر را آرام میکند، و حتی سکوت را به ارتباط تبدیل میکند
- 9روزنبرگ از ما میخواهد با خود هم به همین مهربانی رفتار کنیم: برای اشتباههایمان ماتم بگیریم نه اینکه خود را جزا بدهیم، و از روی انتخاب کار کنیم نه از روی «باید»
- 10روزنبرگ استدلال میکند که خشم از فکرهای سرزنشآمیز خود ما میآید، و بهتر است از آن مثل زنگ خطری استفاده کنیم که میگوید یکی از نیازهای ما برآورده نمیشود
- 11وقتی چارهای جز به کار بردن زور نیست، روزنبرگ زوری را که برای محافظت است از زوری که برای جزا دادن است جدا میکند
- 12روش روزنبرگ برای تشکر این است که بگوییم آن آدم چه کرد، کدام نیاز ما را برآورده کرد، و چه احساسی داریم، تا جشن بگیریم نه اینکه او را به کاری واداریم
این کتاب برای اعضای پریمیوم است
مقدمه رایگان است. پریمیوم همهی ایدههای کلیدی را، صوتی و نوشتاری، باز میکند.