رسیدن به بلی
راجر فیشر، ویلیام یوری و بروس پاتن
رسیدن به بلی
راجر فیشر، ویلیام یوری و بروس پاتن
چطور بدون تسلیم شدن به توافق برسیم، با سختگیری بر مسئله و نرمی با آدمها
- هنوز امتیازی ثبت نشده
- 11 ایده کلیدی
- متنی
- سال انتشار 1981
مقدمه
«رسیدن به بلی»، نوشتهٔ اعضای پروژهٔ مذاکرهٔ هاروارد، رهنمای کوتاهی است برای رسیدن به توافق، بدون آنکه تسلیم شوید یا بجنگید. راجر فیشر و ویلیام یوری، که بعدها بروس پاتن هم به آنها پیوست، میگویند بیشتر آدمها بر سر موضع چانه میزنند، یعنی یک موضع میگیرند و بعد کمکم امتیاز میدهند، و این روش توافقهای ضعیف میسازد، وقت را ضایع میکند و به رابطهها زیان میرساند. به جای آن، «مذاکرهٔ اصولی» را پیشنهاد میکنند که بر سر اصل موضوع سختگیر است و با آدمها نرم.
کتاب پنج بخش دارد. بخش اول، «مشکل»، نشان میدهد وقتی آدمها بر سر موضع چانه میزنند چه چیزی خراب میشود. بخش دوم، «روش»، چهار اصل را میآورد: آدمها را از مسئله جدا کنید؛ به منافع توجه کنید، نه به موضعها؛ راهحلهایی به سود هر دو طرف بسازید؛ و بر معیارهای عینی پافشاری کنید. بخش سوم، «بلی، ولی...»، به سه شک رایج جواب میدهد: اگر طرف مقابل قویتر باشد چه، اگر به این بازی تن ندهد چه، و اگر حیلههای ناروا به کار ببرد چه. بخش چهارم یک نتیجهگیری کوتاه است. بخش پنجم، «ده سوالی که مردم میپرسند»، که در چاپ دوم اضافه شد، در این خلاصه نیامده است. این خلاصه از چاپ سوم کتاب، سال ۲۰۱۱، پیروی میکند.
- 1نویسندگان میگویند چانهزدن بر سر موضع، یعنی همان راهی که بیشتر آدمها مذاکره میکنند، توافقهای نسنجیده میسازد، وقت را ضایع میکند و به رابطه زیان میرساند
- 2مهربانی هم راهحل نیست؛ نویسندگان پیشنهاد میکنند بازی را عوض کنیم و «مذاکرهٔ اصولی» را به کار ببریم که بر چهار نکته استوار است
- 3نکتهٔ اول این است که آدمها را از مسئله جدا کنید، و این از برداشت شروع میشود: اختلاف در طرز دید هر طرف است، پس یاد بگیرید از چشم آنها ببینید
- 4احساس و ارتباط دو بخش دیگر مشکلِ آدمها هستند: احساسات را به رسمیت بشناسید، بگذارید طرف مقابل دلش را خالی کند، و با دقت گوش بدهید
- 5نکتهٔ دوم این است که به منافع توجه کنید نه به موضعها، چون پشت موضعهای مخالف، در کنار منافع متضاد، منافع مشترک و سازگار هم پنهان است
- 6نکتهٔ سوم این است که راهحلهایی به سود هر دو طرف بسازید، و کلید کار این است که ساختن راهحل را از تصمیم گرفتن جدا کنید
- 7دنبال سود دوطرفه بگردید: منافع مشترک فرصتاند، تفاوتها را میشود با هم جور کرد، و تصمیم را باید برای طرف مقابل آسان ساخت
- 8نکتهٔ چهارم این است که بر معیارهای عینی پافشاری کنید، تا هیچ طرف مجبور نشود تسلیم ارادهٔ طرف دیگر شود
- 9نویسندگان میگویند اگر طرف مقابل قویتر است، بدانید اگر توافق نشود بهترین راه بدیل شما چیست، و آن راه را قویتر بسازید
- 10اگر طرف مقابل به این بازی تن ندهد، از «جوجیتسوی مذاکره» کار بگیرید: فشار را با فشار جواب ندهید، حملههایش را به سوی مسئله بچرخانید، یا از روش «یک متن واحد» کار بگیرید
- 11در برابر حیلههای ناروا، حیله را بشناسید، آشکارا از آن نام ببرید، و بر سر قاعدههای بازی با همان چهار اصل مذاکره کنید
این کتاب برای اعضای پریمیوم است
مقدمه رایگان است. پریمیوم همهی ایدههای کلیدی را، صوتی و نوشتاری، باز میکند.