فانی بودن
آتول گاوانده
فانی بودن
آتول گاوانده
طب و آنچه در پایان اهمیت دارد
- هنوز امتیازی ثبت نشده
- 11 ایده کلیدی
- متنی
- سال انتشار 2014
مقدمه
آتول گاوانده، جراح و نویسنده، استدلال میکند که طب امروزی یاد گرفته است با مریضی بجنگد، اما یاد نگرفته است به آدمها در پیری، ناتوانی و مرگ کمک کند. او با تکیه بر داستان مریضهایش، خانوادهٔ خودش و تحقیقها دربارهٔ مراقبت از سالمندان، مراقبت تسکینی و هاسپیس (مراقبت از مریضانی که مریضیشان علاج ندارد، با تمرکز بر آرامی و راحتی آنها، بیشتر در خانهٔ خودشان) نشان میدهد که شفاخانهها و خانههای سالمندان (جاهایی که از سالمندان ناتوان شبانهروز مراقبت میشود) چطور امنیت و زنده ماندن را بالاتر از چیزهایی میگذارند که برای خود آدمها مهم است، و چند داکتر، نرس و سازندهٔ نوع تازهای از خانه چطور کوشیدهاند این را تغییر بدهند.
کتاب یک مقدمه، هشت فصل و یک سخن پایانی دارد. پنج فصل اول به پیری میپردازد: خانوادهها و جامعهها چطور تغییر کردند، بر بدن چه میگذرد، و خانههای سالمندان و بدیلهای آنها چطور به وجود آمدند. سه فصل آخر به مریضیهای سخت و مرگ میپردازد: چرا تداوی اغلب حتی بعد از آنکه دیگر فایدهای ندارد ادامه پیدا میکند، چطور میشود دربارهٔ آنچه از همه مهمتر است گفتگوهای دشوار کرد، و جرئت عمل کردن به جوابها. در فصلهای آخر، گاوانده داستان مریضی و مرگ پدرش را هم میگوید. این خلاصه از متن ۲۰۱۴ پیروی میکند.
یادداشت: این کتاب بیشتر نظام صحی امریکا را، با شفاخانهها، خانههای سالمندان و خدمات هاسپیس آن، شرح میدهد، و تحقیقهای آن در این خلاصه همانطور آمده که گاوانده گزارش میکند. کتاب از مرگ آدمهای واقعی، از جمله پدر نویسنده، حکایت میکند. این خلاصه مشورهٔ طبی نیست: اگر شما یا کسی در خانوادهتان با چنین تصمیمهایی روبهرو است، با داکتران خودتان صحبت کنید.
- 1گاوانده استدلال میکند که طب، پیری و مردن را به کارهای طبی تبدیل کرده که هرگز برای آن آموزش ندیده بود، و این آزمایش دارد ناکام میشود
- 2گاوانده میگوید جامعههای امروزی احترام به بزرگان را با احترام به آدمِ مستقل عوض کردند، و این برای وقتی که استقلال تمام میشود هیچ پلانی باقی نمیگذارد
- 3گاوانده گزارش میدهد که پیری فرسوده شدن آهستهٔ بدن است، و طب سالمندان، که هدفش توانا نگه داشتن آدمهاست نه علاج آنها، مؤثر است اما نادیده گرفته میشود
- 4گاوانده استدلال میکند که خانههای سالمندان برای خالی کردن بسترهای شفاخانه و حفظ امنیت ساخته شدند، نه برای کمک به زندگی کردن، و به همین دلیل بسیاری از ساکنان آنجا خود را زندانی حس میکنند
- 5گاوانده نشان میدهد که خانههای «زندگی با کمک» به شکل خانهای آغاز شدند که آدمهای ناتوان در آن اختیار زندگیشان را نگه میداشتند، اما دوباره به سوی قاعدههای امنیتی برگشتند، چون فرزندان به جای پدر و مادرشان انتخاب میکنند
- 6گاوانده به تحقیق لورا کارستنسن استناد میکند که آنچه آدمها میخواهند به این بستگی دارد که حس کنند چقدر وقت دارند، پس وقتی افق کوتاه میشود، خوشیهای روزمره و نزدیکان از همه مهمتر میشوند
- 7گاوانده استدلال میکند که آدمها به دلیلی برای زندگی نیاز دارند، نه فقط به امنیت، و خانههایی که بر این فکر ساخته شدهاند به آدمهای بسیار ناتوان هم اجازه میدهند نویسندهٔ زندگی خودشان بمانند
- 8گاوانده استدلال میکند که در برابر مریضی بیعلاج، مریضها، خانوادهها و داکتران خودبهخود سراغ یک تداوی دیگر میروند، چون برای امید کماحتمال پلان میسازند نه برای نتیجهٔ محتمل
- 9گاوانده گزارش میدهد که هاسپیس و گفتگوی صادقانه دربارهٔ هدفها اغلب رنج کمتری میآورند، و در بعضی تحقیقها عمر درازتر
- 10گاوانده میگوید داکتر نه باید دستور بدهد و نه فقط راهها را بشمارد، بلکه باید بپرسد چه چیزی از همه مهمتر است و تداوی را با آن جور کند، همانطور که خودش با پدرش یاد گرفت
- 11گاوانده استدلال میکند که جرئت یعنی روبهرو شدن با آنچه باید از آن ترسید یا به آن امید داشت و عمل کردن بر اساس آن، و چون زندگی یک داستان است، پایانش مهم است
این کتاب برای اعضای پریمیوم است
مقدمه رایگان است. پریمیوم همهی ایدههای کلیدی را، صوتی و نوشتاری، باز میکند.